ترجمه مستقیم
به عقیدهی وینی و داربلنه (۲۰۰۰)، ترجمهی مستقیم (direct translation) و ترجمهی ناموازی (oblique translation)، دو راهبرد کلی در ترجمه هستند. ترجمهی مستقیم، شامل وامگیری (borrowing)، گرتهبرداری (calque)، و ترجمهی تحتالفظی (literal translation) میشود.
گاهی، ترجمهی مستقیم نمیتواند مفهوم را به درستی منتقل کند و ترجمهای تولید میشود که از لحاظ معنا، ساختار یا سبْک، غیر قابل قبول است (رافع، ۱۳۹۱).
ترجمه ناموازی
ترجمهی ناموازی، ابزاری سبْکی است که مترجم با استفاده از آن میتواند متونی را تولید کند که طبیعی جلوه کند و به نظر نرسد که ترجمه باشد (رافع، ۱۳۹۱).
ترجمهی ناموازی، چهار نوع است:
1. جابجایی مقولهای (transposition): (2000، صفحه ۸۸ / ۱۹۹۵، صفحه ۹-۹۴): جایگزینی مقولهای از کلام با مقولهی دیگری از کلام است، بدون تغییر در مفهوم. در جابجایی مقولهای، مقولههای ساختاری، دستکاری میشوند.
برای مثال، میتوانیم جملهی فرانسوی «il a annoncéqu’il reviendrait» را به صورت he announced that he would return یا به صورت he announced his return ترجمه کنیم. در این مثال، ترجمهی اول، ترجمهی تحت الفظی و ترجمهی دوم جابجا شده است (فرحزاد، تجویدی و بلوری، ۱۳۸۵، صفحه ۲۹۵).
2. ترجمه تعدیلی (modulation): تغییر صورت پیام است که در نتیجهی تغییر زاویهی دید ایجاد میشود (ماندی، 2001).
هرگاه، استفاده از ترجمهی تحتالفظی یا جابجایی مقولهای، به عبارتی بیانجامد که از لحاظ دستوری درست باشد اما در زبان مقصد، طبیعی و مناسب به نظر نرسد، میتوان از ترجمه تعدیلی استفاده کرد (وینی و داربلنه، ۲۰۰۰، صفحه ۹۸).
وینی و داربلنه بر این باورند که مهارت مترجم خوب در به کارگیری ترجمه تعدیلی است (همان منبع، ۲۰۰۰). ترجمه تعدیلی در سطح پیام، به انواع ذیل تقسیم میشود (همان منبع، ۱۹۹۵، 246-55).
- انتزاعی به عینی (abstract for concrete)
برای مثال، to sleep in the open به to sleep in an open air در هوای باز (آزاد) خوابیدن (دل زندهروی و کریمنیا، ۱۳۹۱، صفحه ۳۳).
- علت-معلول (cause-effect)
برای مثال، you are quiet a stranger به I have not seen you for a long time مدتی است که شما را ندیدهام (دل زندهروی و کریمنیا، ۱۳۹۱، صفحه ۳۳).
- جزء به کل (part-whole) (مَجاز)
برای مثال، «شاه، تاج و تختش را از دست داد» به «شاه، سلطنتش را از دست داد»
- جزئی به جزئی دیگر (part-another part)
برای مثال، he read the book from cover to cover: he read the book page to page کتاب را صفحه به صفحه خواند (دل زندهروی و کریمنیا، ۱۳۹۱، صفحه ۳۳).
- معکوسسازی واژگان (reversal of terms)
برای مثال، hope and fear به fear and hope
و take exam به give exam (دل زندهروی و کریمنیا، ۱۳۹۱، صفحه ۳۳).
- *منفیسازی متضاد (negation of opposite)
برای مثال، take it easy به don’t take it hard سخت نگیر (دل زندهروی و کریمنیا، ۱۳۹۱، صفحه ۳3).
- معلوم به جای مجهول (یا برعکس) (active to passive) برای مثال، she was examined به they examined her (دل زندهروی و کریمنیا، ۱۳۹۱).
- مکان به جای فضا (space for time)
برای مثال، here, we define the term به now, we define the term (دل زندهروی و کریمنیا، ۱۳۹۱).
- جایگزینی فواصل مکانی و زمانی (rethinking of intervals and limits)
برای مثال: I come back in a minute به I return in a few minutes (دل زندهروی و کریمنیا، ۱۳۹۱).
- تغییر نماد (change of symbol) که شامل استعارههای مصطلح بهجای استعارههای جدید است.
برای مثال، he is as strong as a horse به he is as strong as Rostam او مثل رستم قوی است (دل زندهروی و کریمنیا، ۱۳۹۱، صفحه ۳۳).
- تبدیل ترجمه تعدیلی آزاد به اصطلاحات ثابت (free modulation becoming fixed expressions)
برای مثال، you have escaped beautifully به you’ve had a narrow escape (وینی و داربلنه، ۱۹۹۵، صفحه ۲۵۴).
با استفاده از این ابزار فکری در ترجمه، میتوان ترجمهای روان و سلیس خلق کرد. فقط کافی است همین چند روش ساده، ولی کاربردی را به خاطر بسپاریم تا در ابعاد وسیعی از ترجمه به کار گرفته شوند (و البته به نظر میرسد که مهمترین آنها، منفیسازی متضاد باشد).
3. معادلگزینی (equivalence): وینی و داربلنه (2000)، این مفهوم را زمانی به کار میبرند که با وجود تفاوت سبْکی یا ساختاری متن مبدأ و متن مقصد، همان موقعیت در متن مقصد ایجاد شود. معادلگزینی، در ترجمهی اصطلاحات و ضربالمثلها کاربرد دارد.
۴. اقتباس (adaptation): زمانی که موقعیت فرهنگی زبان مبدأ در زبان مقصد وجود ندارد، از این تکنیک در ترجمه استفاده میکنیم. برای مثال، میتوان کریکت را که نام یک بازی در انگلستان است، در زبان فرانسه Tour de France ترجمه کرد (همان منبع، ۲۰۰۰). و البته این ترجمه در فرهنگ زبان فرانسه به خوبی درک میشود.
منابع:
Delzendehrooy, M., & Karimnia, A. (2013). A Comparative Study of Modulation in English Translation of Khayyam’s Quatrains. Procedia – Social and Behavioral Sciences, 330
Munday, J. (2001). Introducing Translation Studies: Theories and Applications. London & NewYork: Routledge
رافع، بنفشه. (1391). اصول و مبانی نظری ترجمه. تهران: مدرسان شریف.
شاتلورت، مارک. و کاوی، مویرا. (1385). فرهنگ توصیفی اصطلاحات مطالعات ترجمه. (فرزانه. فرحزاد، غلامرضا. تجویدی و مزدک. بلوری، مترجم) تهران: یلدا قلم.
برگرفته از مقالهی مترجم در سایت ترجمیک:
ارسالی از مترجمان: ترجمهی ناموازی در یک نگاه



