تداعی معانی در یادگیری واژگان
روش تداعی معانی، باعث گسترش دایرهی واژگان میشود، به مترجمان کمک میکند تا واژهها را راحتتر به خاطر آورند، و سریعتر عمل کنند.
چند نمونه:
.decoy: a little boy try to decoy her
رسوا کردن: decry
در اینجا decoy و boy تشابه آوایی دارند. برای به خاطر سپردن یک واژه میتوانیم جمله یا عبارتی را حفظ کنیم و همیشه از آن به عنوان یادآور استفاده کنیم.
در مورد decry هم میتوانیم cry به معنای فریاد را به یاد آوریم و decry را به معنای فریاد رسوایی.
نمونهی دیگر:
جفتک زدن: buck
حجم، جثه، و هیکل: bulk
واژهی buck میتونه یادآور back (عقب) و از «از عقب جفتک زدن» باشه.
و در مورد واژهی bulk با اینکه “l” خونده نمیشه، ولی میتونه یادآور واژهی هیکل باشه که «ل» داره.
نمونهی بعدی:
مثلاً این دو واژه را در نظر بگیرید:
jostle against
jolt along
برای اینکه بتونیم فرق این دو واژه را در خاطر بسپاریم، میتونیم اینطوری بگیم که jostle با against همراه میشه و به معنای هُل دادن فرد است (هر دو “s” دارند).
و jolt با along (هر دو “l” دارند) همراه میشه که به معنای تلق تلق است.
روش تداعی معانی میتونه خیلی گسترده باشه.
همهی اینها با یک نگاه و به سرعت تداعی میشه.
خواندن کتاب غنیسازی واژگان دکتر حسین وثوقی، نشر رهنما در این زمین خالی از لطف نیست.












