معنای همایشی در ترجمه

معنای همایشی در ترجمه

معنای همایشی

 

کاظم لطفی‌پور ساعدی (1385) در کتاب اصول و روش ترجمه، معنا‌ی هما‌یشی را معنا‌یی می‌داند که یک واژه در سایه‌ی معانی واژه‌ها‌یی که می‌توانند با آن هما‌یی داشته باشند، پیدا می‌کند. برای مثال، دو واژه‌ی انگلیسی pretty  و handsome، هر دو از نظر معنا‌ی ارجاعی، مشترک هستند (هر دو معنا‌ی بنیاد‌ی ‘good-looking’ دارند) ولی از نظر امکان هما‌یی با اسامی مختلف (معنا‌ی هما‌یشی) با هم فرق دارند. برای مثال pretty flower/ handsome car :

[به نظر می‌رسد که صفت pretty ظرافت بیشتر‌ی نسبت به صفت handsome داشته باشد! بعضی اوقات این همایند‌ها را می‌توان حدس زد ولی گاهی فقط به جنبه‌ی هما‌یشی محدود می‌شوند]

ساعد‌ی معتقد است که تفاوت‌ها‌یی در کلمات فارسی و معادل‌ها‌ی انگلیسی آنها وجود دارد که از نا‌همگونی ویژگی‌ها‌ی هما‌یشی عناصر واژگانی در هر دو سیستم زبانی حاصل می‌شود. برای مثال کلمه‌ی «فاسد» را در مثال‌ها‌ی زیر می‌بینیم و آنچه اهمیت دارد، بافت و موقعیت کاربرد‌ی است:

میوه فاسدrotten fruit
تخم مرغ فاسدaddled/rotten egg
کَره‌ی فاسدRancid butter
کارمند فاسدCorrupt officer
اخلاق فاسدCorrupt morals
غذا‌ی فاسدSpoiled food
دندان فاسدDecayed tooth
آب فاسدStagnant/fetic water

به عقیده‌ی وی، کلمات فارسی نیز از نظر ویژگی‌ها‌ی هما‌یشی ممکن است با معادل‌ها‌ی انگلیسی‌شان تفاوت داشته باشند. این تفاوت‌ها را بیشتر بر‌حسب دامنه‌ی هما‌یشی کلمات در دو زبان می‌توان توجیه کرد، به این معنا که دامنه‌ی هما‌یشی بعضی کلمات فارسی نسبت به معادل انگلیسی‌شان وسیع‌تر است. برای مثال، کلمه‌ی «غلیظ» فارسی می‌تواند با کلمات بسیار‌ی هما‌یی داشته باشد که معادلش در زبان انگلیسی، این توانا‌یی را ندارد.

thick (soup, smoke, mist)

heavy (make-up, accent)

strong (coffee, tea)

concentrated (solution)

و یا دامنه‌ی هما‌یشی بعضی کلمات انگلیسی نسبت به معادل فارسی‌شان وسیع‌تر می‌باشد. برای مثال، کلمه‌ی to wear انگلیسی می‌تواند با کلمات بسیار‌ی هما‌یی داشته باشد که در مورد معادلش در زبان فارسی صدق نمی‌کند:

a jacket, trousers, gloves پوشیدن

perfume, tie, glasses زدن

denture گذاشتن

cosmetics کردن

بهترین راه برای یاد‌گیر‌ی هما‌یند‌ها، خواندن و خواندن مداوم است. برخی از هما‌یند‌ها و ترجمه‌ی آنها از کتاب مهرداد امیر‌ی در جدول زیر آورده شده است:

معادل فارسیمعادل انگلیسی
قیل‌و‌قالhue and cry
نان بخور‌و‌نمیرbread and butter
سفت‌و‌سختhard and fast
در سفر‌و‌حضرat home and abroad
رعد‌و‌برقthunder and lightning
عفو‌و‌بخششforgive and forget
عرضه‌و‌تقاضاsupply and demand
مرتکب قتل/ خود‌کشی/ جنایت شدنcommit suicide/ crime/ murder
وسوسه نشدنresist temptation
قضاوت کردنpass a judgment
کاملاً نوbrand new
خوابِ خوابfast sleep
خشکِ خشکbone dry
کاملاً نا‌شنو‌اstone deaf
کاملاً تاریکpitch dark
کاملاً سردicy cold
به نازکی کاغذpaper thin
خواب سَرِ شبbeauty sleep
خشم فرو می‌نشیندanger abates
علاقه به چیز‌ی افزایش می‌یابدinterest in (sth.) arises
تلاش به نتیجه می‌رسدan attempt succeeds
جمعیت جمع می‌شودan audience gathers
بحران فرو می‌نشیندa crisis dies down
تجارت بهبود می‌یابدbusiness improves
عادت شکل می‌گیردhabit forms
اپیدمی آغاز می‌شودan epidemic breaks out
سلامتی به خطر می‌افتدhealth deteriorates
تصادف رخ می‌دهدan incident occurs
فرصت حاصل می‌شودan opportunity arises
دانش منتقل می‌شودknowledge is imparted
تنش افزایش می‌یابدtension mounts
فرار مغز‌هاbrain drain
شیر یا خطhead and tail
زندان با اعمال شاقهpenal servitude
موشک پرتاب کردنlaunch a missile
تشنگی را فرو نشاندنquench one’s thirst
خسارت وارد کردنinflict some damage
عذر موجهimplausible excuse
از انجام وظیفه شانه خالی کردنshrink one’s duty
به سر رسیدن- تمام شدنdraw to a close
به مرخصی رفتنleave of absence
وسایل شخصیpersonal effects
حلقه‌ی مفقودهmissing link

مطالعه‌ی کتاب English Collocations in Use نوشته‌ی Felicity O’Dell و Michael McCarthy در این زمینه، خالی از لطف نیست.

منابع:

امیری, مهرداد. (1386). لغات و درک مطلب. تهران: پوران پژوهش.

لطفی پور ساعدی, کاظم. (1385). درآمدی به اصول و روش ترجمه. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

برگرفته از مقاله‌ی مترجم در سایت ترجمیک:

ارسالی از مترجمان: معنای همایشی در ترجمه

مقالات مرتبط
پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.قسمتهای مورد نیاز علامت گذاری شده اند *