ترجمه باید به گونهای باشد که در هنگام خواندن، چنان حسی را به خواننده منتقل کند که همان حس را هنگام خواندن زبان مادری به مخاطب القا میکند. در یک کلام، ترجمه باید مثل آب چشمه، روان باشد و بوی ترجمه ندهد.
اهمیت فرهنگ انگلیسی به انگلیسی در ترجمه
اگر حس کردیم ترجمه آنطور که باید روان نیست، دو حالت دارد : یا معنی جملهی متن مبدأ را درست متوجه نشدهایم، یا حتی ممکن است متن را اشتباه خوانده باشیم. پس باید دوباره متن اصلی را بخوانیم و با ترجمهی خود مقابله کنیم. دلیل دیگرِ روان نبودن متن، میتواند استفاده از معنای اول لغوی یک واژه باشد که به طور کل، معنای جمله را تغییر میدهد. بهتر است برای معنای واژههایی که به نظر ناآشنا میآیند از فرهنگ یکزبانه استفاده کنیم. سپس با توجه به بافت متن و جملهی قبلی و بعدی (انسجام متنی)، معنای دوم و… را استخراج کنیم و به معنای درست دست یابیم. در این صورت، روح متن را به درستی حفظ، و معنا و مفهوم را به طور صحیح منتقل کردهایم. بنابراین، برای ارائهی ترجمهی مناسب، بهتر است از شتابزدگی اجتناب کنیم تا ترجمهای صحیح و دقیق به دست دهیم.
بعضی اوقات لازم است با توجه به فرهنگ زبان مقصد، تغییرات فرهنگی لازم (دستکاری) صورت گیرد تا معنا و مفهوم زبان مقصد به درستی منتقل شود. این امر، همان جهانبینیِ مترجم و برداشت وی از جهان پیرامون خود است. این امر باید به گونهای ماهرانه انجام شود که به معنا لطمه وارد نشود و بازنویسی طوری باشد که با هنجارهای زبان مقصد، قابل تطبیق باشد.
شناخت لحن و سبک متن
به علاوه برای رسیدن به ترجمهای روان، باید لحن و سبک نویسنده در تمامی قسمتهای آن رعایت شود؛ یعنی از نظر عامیانه و رسمی بودن، باید تمامی موارد لحاظ شود. برای مثال در متون داستانی باید لحن عامیانه به کار ببریم و در متون حقوقی، لحنی کاملاً رسمی. این امر هم به انتقال صحیح معنا و هم به حفظ روح متن کمک میکند. همچنین باید سیاق متن را به درستی بشناسیم. در ژانرهای مختلف ادبی، اجتماعی، فلسفی و غیره، باید به درستی بتوانیم از عبارات رایجِ مربوطه استفاده کنیم. بدین ترتیب، ترجمهای صحیح و حرفهای را ارائه خواهیم داد. این امر نیاز به تمرین و ممارست دارد و بهتر است که در ترجمهی موضوع مورد نظر خود، پیشزمینه داشته باشیم؛ یعنی کتابها و مقالههای مربوط به موضوع را مطالعه کرده باشیم.
هنگامی که ترجمه به اتمام رسید و تصور کردیم ترجمهمان بدون نقص است، میتوانیم مدتی آن را کنار بگذاریم و سپس دوباره بررسیاش کنیم. این بازخوانی باعث میشود تا ایرادهای ریز و جزئی را بیابیم و جملههای روانتری را به تصویر درآوریم.
با رعایت این نکات ساده و طلایی در ترجمه، ترجمهای روان و سلیس خواهیم داشت 🙂



