ترجمه اصطلاحات فارسی به انگلیسی

ترجمه اصطلاحات فارسی به انگلیسی

در ترجمه‌ی اصطلاحات از فارسی به انگلیسی، ابتدا باید سعی کنیم که ترجمه را حدس بزنیم، و پس از آن از یک منبع معتبر استفاده کنیم.

(بعد از حدس زدن متوجه می‌شویم که حدس ما چقدر با اصل ترجمه متفاوت است و به همین دلیل، بهتر در ذهن ما می‌ماند:)

خیلی باید دقت کرد که از ترجمه لفظ به لفظ اصطلاحات پرهیز کنیم، چرا که فرهنگ دو زبان با هم متفاوت است و این تفاوت در ساختار زبان، آشکار می‌شود.

هر چه کتاب انگلیسی بیشتر بخوانیم، با اصطلاحات بیشتری هم آشنا می‌شویم.

 

چطور اصطلاحات بیشتری یاد بگیریم

برای پیدا کردن مترادف این اصطلاحات انگلیسی می‌توان اصطلاح مورد نظر را در گوگل تایپ کرد و کلمه synonym را کنار آن نوشت تا بدین ترتیب مترادف‌های زیادی از این اصطلاح را یاد بگیریم.

در اینجا به ذکر ترجمه‌ی چند اصطلاح به قلم دکتر محمد‌جواد میمندی‌نژاد می‌پردازیم:

اصطلاح فارسیترجمه‌ی انگلیسی
از خنده روه‌بر شد.He split his sides
زن خوبی از آب در‌آمد.She proved a good wife
از مرحله پرت است.He is all abroad
بازی در آورده است.He’s monkeyed
از پا در آمد.He was ruined
آرزویش را به گور برد.He died frustrated in his wish
از کوره در رفت.He lost his temper
از خوشی در پوست نمی‌گنجد.He seems to tread on air
امیدم را نا‌امید کرد.He dashed my hopes
آتش دعوا را دامن نزن.Don’t pour oil on the flames
آن ورق برگشت.It is quite another story now
بامبول در می‌آورد.He behaves like a humbug
بر باد فنا رفت.It was entirely ruined
به دلم برات شده بود.It had occurred to me
بند دلش پاره شد.He was scared to death
تکه بزرگش گوشش بود.He was crashed to small pieces
تو‌ی دلم جا کرد.He won my heart
همیشه جر می‌زند.He always backs out
چشمم آب نمی‌خورد.I have no hope in that
با من چشم و هم‌چشمی می‌کند.He keeps up with me
حالش جا آمد.He came to his senses
خجالتم ندهید.Spare my blues
از کله گنده‌هاست.He is a big shot
خود را به آب و آتش می‌زند.He leaves no stone unturned
خون دل خورده است.He’s eaten his heart
دخلش را آوردند.They served him out
دستش کج است.His fingers are lime-twigs
مثل اینکه دلخور شد.He seemed to take offense
دلم تنگ است.I am heavy-hearted
آدم دو‌دلی هستم.I am a double-minded person
رو‌دست خورد.He was done in
روم نمی‌شه به او بگمI don’t have the face to tell him
با او سر‌شاخ نشو.Don’t set on quarrelling with him
رو نیست سنگ پا‌ی قزوین است.He is very cheeky
شتر دید‌ی ندید‌ی.Say you saw me not
بیچاره را قال گذاشتند.They left the poor fellow in the lurch
عقلش قد نمی‌دهد.It’s beyond his mind
کار از کار گذشته است.It’s all over now
کفر مرا بالا آورد.He filled me with fury
مثل موش آب کشیده شده است.He is wet to the skin
او با من سر دعوا دارد.He is in a fighting mood with me
اصرار دارد نخود هر آش بشود.He insists to have a finger in every pie
در یک چشم به هم زدن رفت و برگشت.He went and returned as quick as lightning
پند من به خرجش نرفت.He was impervious to my advice
برای رسیدن به منظور باید استقامت ورزید.Be patient in order to succeed

دو کتاب English Idioms in Use در سطح متوسط و پیشرفته، نوشته‌ی Felicity O’Delli و Michael McCarthy برای آشنا‌یی با اصطلاحات انگلیسی بسیار مفید هستند.

ان شاءالله در مطالب آینده، مبحث اصطلاحات را بیشتر بررسی می‌کنیم.

منبع:

میمند‌ی‌نژاد، محمد‌جواد. (1385). «ترجمه اصطلاحات فارسی» در علی جانزاده (گرد‌آورنده) فن ترجمه از دیدگاه صاحبنظران و استادان ترجمه. تهران: انتشارات جانزاده. 179-162

برگرفته از مقاله‌ی مترجم در سایت ترجمیک:

مطالب ارسالی مترجمان | ترجمه اصطلاحات فارسی به انگلیسی

مقالات مرتبط
پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.قسمتهای مورد نیاز علامت گذاری شده اند *